این فصل که میشود باز دلم هوای آن کلبهی جنگلی چوبی میان یک جنگل پر از برف را میکندبه دور از هیاهوی این زندگی شهری به دور از گوشی موبایل و تلفن و اینترنت جایی که هیچ موبایلی آنتن ندهد و هیچ اینترنتی نباشدشبها کنار شومینه زغالی روی صندلی چوبی راک بنشینم و لیوان شیر تازه را در کنار شومینه بگذارم تا گرم شود و مشغول خواندن شوم آنقدر بخوانم تا روی همان صندلی خواب برومتنها صدای زوزه گرگ ها و سوختن زغال و حرکت صندلی راک را بشنومتمام آن کتاب های در قفس مانده را دوباره بخوانم از جلال گرفته تا هدایت و مهدی شجاعی و جومپا لاهیری و شرمن الکسی و ریموند کاروردلم میخواهد به جای همه کاغذهایی که سفید مانده اند بنویسم به جای همه اشعاری که نگفته ام شعر بگویمدلم میخواهد خاک روی پست های وبلاگ قدیمی ام را پاک کنم و به جای همه این سالها بنویسمدلم میخواهد به جای آن همه فرمول ریاضی و اقتصاد به جای آن همه خبر تورم و قیمت دلار هر آنچه دوست دارم بخوانم و بنویسمو این هوای سرد و برفی و شب طولانی چه فرصتی است برای خواندن، تفکر و نوشتن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۱ ساعت 1:20 توسط علی
|
برچسب:
نویسنده: ماهان طاهری
تاريخ: شنبه
8 بهمن
1401 ساعت: 16:05